من دو تا مادربزرگ دارم.

مادربزرگ جو.

مادربزرگ آنا.

مادربزرگِ کشاورز.

مادربزرگِ فوتبالیست.

مادربزرگی که با دوچرخه رفتوآمد میکنه.

مادربزرگی که با تاکسی رفتوآمد میکنه.

مادربزرگِ آوازخوان.

مادربزرگِ رقصنده.

مادربزرگ جو و مادربزرگ آنا به خانه ما میان تا با هم چای بخوریم.

من وسط میشینم.

یه کم از چیزای خوب هر مادربزرگ توی من هست.


